تبلیغات
همایون مستان - تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید

چهارشنبه 22 آذر 1391 10:46 ق.ظ

نویسنده : پیمان

تو را سریست که با ما فرو نمی‌آید


مرا  دلی که صبوری از او نمی‌آید

 

کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر


که آب دیده به رویش فرو نمی‌آید

 

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب عزیز دل


که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید

 

گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید


که هیچ حاصل از این گفت و گو نمی‌آید

 

چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست


چه مجلسست کز او های و هو نمی‌آید

 

بشیر بود مگر شور عشق سعدی را


که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1391 11:02 ق.ظ